عناوین اخبار !

+ اسباب کشی به مرحله ریزه کاری دیوونه کننده رسیده و امروز از فرط خستگی و اعصاب خوردی نتونستم کاری بکنم. 

+ یکشنبه مادرشوهرم زنگ زد و کمی باهم حرف زدیم و احوالپرسی و ازین حرفا ، خوشحال شدم که براش مهمه و حالمو میپرسه لبخند

+ تو این خونه جدید هنوز جای خودمو پیدا نکردم منتظر یه جوریم انگار مهمونیم . آخه از 6 سالگیم توی اون خونه بودیم و بدجوری بهش عادت کرده بودم ولی ناراحت نیستم اصلا نیشخند

+ قراره عشق دختر دایی هم بیاد خواستگاریش گفته بودم ؟! خو الان میگم . خیلی استرس داره که عکسالعمل باباش چی باشه منم کلی از تجربیات خودمو در اختیارش قرار میدم مژه این خواهر همون پسر داییه که گفتم نشون کرده و بعد ماه رمضون عقد میکنن. این میشه چندمین ازدواج ؟؟؟ آفرین چهارمین .

+ خیلی خسته ام . کی این اسباب کشی و چیدن وسایل تموم میشه ؟!


+ دوست دارم یه دل سیر بیام پستاتونو بخونم ولی نمیوتونم یعنی دلم نمیاد سرسری بخونمشون دوست دارم سرفرصت و حسابی بیام و بهتون سر بزنم . احتمالا هفته آینده بتونم خیال باطلبغل

/ 8 نظر / 27 بازدید
خانومی

از اساس کشی بیییییزارم [قهر] آدرس وبمو عوض کردم ، خوشحال میشم به ادرس جدید لینکم کنی [خجالت]

آنا

این همون قسمتی از اسباب کشیه که گفتم عین شکنجه است! انشالا که این خونه براتون مبارک باشه. کلی اتفاق های قشنگ بیفته.

خانم توت فرنگی

واااای منظورت از ریزه کاری همون وسیله هایی هست که انگار از تو خیابون آوردیمشون؟[قهر] هیچ جایی واسشون پیدا نمیشه.... چقد عروسی انشالا عروسی تو موژان (:

مهربانو

سلام موژان جون.منو یادته؟چند وقت بود ک باهم اشنا شده بودیم ک بلاگفا هراب شد.از لینکای توت فرنگی پیدات کردم گلم:)

بانوی کوچک

سلام عزیزم ان شالله همیشه به خوشی وشادی خسته اسباب کشی نباشی

بانوی کوچک

سلام اخی طفلی دختردایی ان شالله اگه خیرشون دراین ازدواج هس جوربشه

سونیا

مادرشوهر بهت زنگید و دقیق توضیح بده خانوادش میدونن؟