روز تولدم !

امروز عشقم خودشو برای تولدم رسوند اینجا و یه روز خوب رو با دیدنش شروع کردم, شب قبل بارون سیل اسایی میبارید و من از ساعت 6 صبح بیدار بودم و با هر رعد و برقى که میزد دعا میکردم امروز بارون قطع بشه فقط برای دو ساعت که بتونم برم پیشش, خدا رو شکر  با یه هوای آفتابی و یه شهری که از تمییزی برق میزنه رفتم استقبالش و یه چند جایی رفتیم و دو ساعتی رو با هم بودیم.   

نمیدونم چی بگم ... روز خوبی بود ... گوشیش رو هم دست نزدم البته پیش علی گذاشت تو ماشین و بدون گوشی بود این یکی دوساعتی رو که با هم بودیم افسوس البته اگه دست خودشم بود بازم قصد گشتن تو گوشیشو نداشتم ...

یه لحظه که تو کافی شاپ بودیم نمیدونم یهوو چم شد اشکام جمع شد ولی با هزار بدبختی زود جمعش کردم و نذاشتم روزمونو خراب کنه ... بغضمو هم با یه قلپ شیرموز فرستادم پایین ... نمیدونم چمه این روزها ... واقعا نمیدونم ...

اینم دو تا عکس از امروزمون 1 - 2

/ 5 نظر / 33 بازدید
مریم بانو

تولددددت مبااااارک.... ته دلت میخواسته بگردی تو گوشیشو ، ولی امکانش نبوده ، واگرنه ازش اینجوری حرف نمیزدی... حس فوضولیه زنانس دیگه [نیشخند] همه دچارشیم

marmar

مبارکهههه ایشالا به همه ارزووهات برسیییی... گوشیییی گشتن ایا کار خوبیست؟؟؟نوووچ

آنا

بی خیال همه دلتنگی ها .. تولدت را عشق است دخترم .. کیک من کو؟ همه اش را دادی به آقاهه؟

نیاز

س عزیزم دلم برات تنگ شده حسابی