رفیق !

+ ماهی ها نه گریه می کنند،نه قهر و نه اعتراض !!
تنها که می شوند قید دریا را می زنند...
وتمام مسیر رودخانه را تا اولین قرار عاشقی شان،بر عکس شنا می کنند !!
فروغ فرخزاد

 

+ دل تنگشم . 

+ چند روزه دارم با دختر دایی حرف میزنم و هرچی به ذهنم رسیده رو بهش گفتم امروز میگه میخواد قیدشو بزنه و حرف داداشش رو گوش کنه گفتم خودت بهتر میدونی میگه همین ؟! نظری نداری ؟! میخواد التماسش کنم که جدا نشه عایا ؟! گفتم خب من بیشتر ازین درست نیست دخالت کنم خودت باید تصمیم بگیری.

+ دیشب بهش گفتم رفیق امروز میگه یه چیزی بگم میگم بگو میگه خیلی این حرفتو دوست داشتم قلب

+ بعداظهری خواب دیدم کلی آدم اومدن بله برون من . خوابم خیلی واقعی بود خیلی حتی حرکت موهامو حس میکردم. مادرشوهرم رو سرم نقل میپاشید !!! من و نفس هم بهم نگاه میکردیم و لبخند میزدیم.

 

نیمه شب نوشت :

باد می وزد
بوی پیراهنت مرا به خواب می برد
می دانم !
فردا صبح ، چشم در چشم تو بیدار می شوم
در پیچ و تاب آغوش تو می پیچم
و جهان از پشت پلک های تو آغاز می شود این بار !
آبی .. آبی .. آبی تر ...

بیادت میخوابم عشقم . حرفای امشبمونو خیلی دوست داشتم .

/ 7 نظر / 17 بازدید
مهربانو

ای جونم...چه با حال بود تیکه های خاص این پستت:***

نیلوفر

آرزو ميکنم در اين شبهاي عزيز زيباترينها را از دستان خدا ھديه بگيريد.

آنا

من الان گیج شدم. مگه نامزد نکردید؟

سونیا

دختررررر نزار دختر داییت اشتباه کنه ...وای خیلی ناراحتشم ... بیخودداره بحرف داداشش گوش میده

نیاز

[بغل][بغل][بغل][بغل][بغل]

خانم توت فرنگی

عزیزممم... قدر این عاشقانه ها رو بدون دختر داییت با اولین مشکل می خواد پا پس بکشه؟ پس حتمن خیلی هم عاشق نیست موژان ):

آنا

انشالااااااااااااااااااااااااااااا ... چه عروس خوشگلی بشی. اون وقت این قدر می بینیش دیگه دلت براش تنگ نمی شه.