بهمن یا اسفند ؟!

سلام

+ عاقا من به این نتیجه رسیدم که این جمله کاملا درسته که : در زندگی همونی میشی که بهش فکر میکنی . واقعا همینطوره هم در مورد خوشی ها هم در مورد ناخوشیها ، ولی متاسفانه ما آدما بیشتر بدبیاریهامون به چشممون میاد ، شنیدید که از هرچی بترسی به سرت میاد خب این همون انرژی منفیِ فکرای منفیمون هستش که تو زندگیمون خودشونو نشون میدن،  پس چرا فکرای مثبت نمیکنیم تا اتفاقای مثبت برامون بیافته ؟! چون عادت کردیم به غر زدن و شمردن بدبختیا و بدشانسیهامون ، چون برامون راحتتره اینجوری ، سختمونه فکرای مثبت بکنیم اوه

من الان یه ساله همش میگم من از همه ی همکلاسیام بدشانستر بودم و پارتی نداشتم مثل فلانی و شرایط فلانی رو نداشتم و خلاصه .....  دیگه تصمیم گرفتم این حرفها رو ول کنم و ازین به بعد روی اتفاقای خوبی که دوست دارم برام بیافته تمرکز کنم بیشتر در مورد کار و درآمد و اینا ....

+ خب رابطمون با آقامونم به روال طبیعی خودش برگشته و این بحران روحی رو هم رد کردم ( واقعا نمیدونم چم شده بود متفکر )پریروز که خبر ازدواج پسر دایی رو بهش دادم گفت که ما هم ان شالله زمستون یه تکونی به خودمون میدیم و دیگه کم کم این سختی هامون تموم میشه و ..... منم کلی ذوق کردم و ایشونم بسی مشعوف شدند از ذوق عیالشون مژه همش هم داره پیامای عشقولی قند تو دل آب کن (!) برام میفرسته و منم گوشی بدست ذوق مرگ میشم نیشخند ( خدایی خیلی دوسش دارم خیلی پسر خوبیه قلب )

+ نظرتون چیه مراسمو بندازیم اسفند تولدش و سالگردمون یکی بشه چشمکنیشخند

+ دیروز مامانم و داییم مادربزرگمو بردن دکتر ، دوتا از انگشتای دستش بی حس شدن ، خیلی خیلی ناراحت شدیم ولی به خودش نگفتیم تا ازین بیشتر ناراحت نشه ناراحت ، دکتر گفته کاری نمیشه کرد و دارو تقویتی و پماد داده همین ! به همین راحتی  !  یک عمر کار کردن باعث شده هم پاهاشو از دست بده هم کم کم دستاشو ، اگه کمکش نکنن یه دونه پله هم نمیتونه بالا بره، خب که چی ؟! الان چی داره ه اگه اون کارارو نمیکرد الان نداشت ؟! هیچی ازون کارا براش نمونده ، توروخدا بیاید قدر خودمونو بیشتر بدونیم، حالا مادربزرگ من 80 سالشه و مثل ما نبوده و کلی تغذیه ی خوب و مقوی و سالم داشتن که کم کم داره اینجوری میشه بنظرتون ما مثل اون دوام میاریم ؟! مایی که همین الانشم تو اوج جوونی هزار نوع بیماری و درد سراغمون میاد ؟! من نمیگم کار نکنیم ولی بیشتر مواظب خودمون باشیم . اینقدر خودمونو  هلاک نکنیم برای خوشآمد دیگران یا کمی پول بیشتر .. در کنار این همه زحمتی که میکشیم گوشه ایی رو هم برای خودمون درنظر بگیریم و به خودمون برسیم ، فردا پیر و فرتوت شدیم کسی نیست بیاد کمک نگی که نگفتی !!!! به موقعش کار هم بکنیم و کمک بقیه هم بکنیم و لطف هم بکنیم ! ولی زیاد از حدش نه! خوب نیست، قبل از همه چیز سلامتی خودمونو درنظر بگیریم . البته اینارو قبل از همه باید به خودم گوشزد کنم نگران.

+ من باید برم آماده شم با دختر داییم میریم لباس میخره برای بله برون داداشش که همین پنجشنبست  هورا

با آرزوی سلامتی و دل خوووووش برای همه قلب

/ 3 نظر / 15 بازدید
خانم توت فرنگی

اسفند خوبه دیگه... مادر بزرگ منم خیلی سخت می گرفت به خودش الان انقد بدنش ضعیف شده...ایشالا حالشون بهتر میشه خوش بگذره بهتون

یک زن خانه دار معمولی

اتفاقا من خیلی به این موضوع فکر می کنم که ما با این تغذیه های خراب عمرمون میره رو چن سال؟مادر بزرگهامون 80 راحت طی کردن ولی ما تو سن 30 به بالا کمر درد و پادرد اومده سراغمون

سونیا

واسه عروسی و حرفهای اینشکلی آقاتون خوشحالم موژان تا میتونی لذت ببر چون اسم ازدواج که مباد روابط رسمی تر که میشه پای خانواده ها که میاد وسط یه مدت اوضاع سخت میشه گاهی توجه ش کم میشه و اینروزا یادت نیاد پس سعی کن از همین روزات لذت ببری واسه عروسی همیشه وقت هست ♥ اون قضیه کار هم خوب بود ..بهش فکر نکرده بودم خخ