کی ویتامین D میخواد ؟!

این روزا درگیر اسباب کشی هستیم و فرصت نمیکنم زیاد بیام اینجا. چند تا موضوع مدام تو ذهنمه و دلم میخواد بنویسم ولی فرصتشو ندارم، میذارم سر فرصت قشنگ با خیال راحت بنویسم. امروز کمی تو کارها به مامانم کمک کردم . کم کم وسایلا رو جابجا میکنیم. البته وسایل سنگین رو داداشم میبرد و بقیه رو من و مامانم با هم . با اینکه مامانم اصلا نمیذاشت چیزای سنگین رو بلند کنم ولی دستم الان بدجوری درد میکنه . کمی هم که رو پشت بوم زیر آفتاب بودیم گفتم زودی تموم میشه تنبلی کردم نیومدم پایین ضد آفتاب بزنم ، الان یه موژان سوخته جلوتون نشسته با کلی ویتامین Dعصبانی دقیقا از بالای آرنج انگار یه خط قرمز کشیده  تا نوک انگشتای دستم و گونه ها و دماغم قرمز و آفتاب سوخته شده گریه  البته ما بهش میگیم برنزه نیشخندچشم خیلی هم خسته ام ، نمیدونم چرا ؟! کار آنچنانی هم که نکردم همش ریزه کاری بود. کلی هم برای آقامون ناز کردم زبان

/ 7 نظر / 17 بازدید
آنا

از اسباب کشی متنفرم متنفرم متنفرم متنفرم.

خانومی

اصلا روایت داریم که خانوم باید برای آقاشون ناز کنه ... این آفتاب سوختگی برات درس عبرت میشه که دیگه توی استخرِ ویتامین D شیرجه نزنی !!

آنا

می دونی بدترین قسمتش هم کجاست؟ وقتی می خوای وسایل را بچینی ... مخصوصا اون خرده ریزهای آشپزخونه که عین شکنجه می مونه .... واااااااای!

خانم توت فرنگی

تورو خدا منووو نخووور من از اون توت فرنگی بی مزه هام از اونایی که مزه ی آب میدهههه[اضطراب]

سونیا

خسته نباشی پهلوون برنزه ♥