امروزم ...

سلام

+ دوتا پست قبلی رو بدلایلی رمزی کردم از دوستام هرکی نخونده بگه رمزشو بهش بدم .

+ امروز بهش مرخصی دادن خیلی خوشحالم الان . بعد از حدود 3 ماه  خونوادشو میبینه و البته پیش منم میاد و کلی ذوق دارم برای دیدنش قلب

+ امروز دختر داییم گفت تموم کرده با اون پسره ، گفت یه چیزی رو برام تعریف کردن که از چشم افتاد بکلی، گفتم چی شنیدی ؟ گفت عموش که میشه اون یکی دایی من با یکی از خانومای همکارش اون پسره رو اتفاقی تو خیابون میبینن دایی هم بهش میگه اون پسره از برادرزادم خواستگاری کرده ، اون خانم هم میگه من اینو میشناسم و آدم درستی نیست تو خیابون دنبال دختراست و ازین حرفا . گفتم خب شاید اینو گفته که ازش بدت بیاد و دیگه باهاش حرف نزنی گفت نه بخدا قسم خورده که عین حقیقته ، گفت خودمم الان که بهش فکر میکنم میبینم راست میگه این کارا ازش برمیاد .

+ امروز صبح همینطوری که با مامانم حرف میزدیم حرف دختر داییم و خواستگارش پیش اومد گفت من از اولشم میدونستم این وصلت سر نمیگیره گفتم چجوری ؟! گفت خب از حرفایی که به دختر داییت گفته بود و تعریفایی که ازش میکرد میدونستم چجور آدمیه ، مامانم در این مورد خیلی تیزه خیلی زود طرف رو میشناسه و چیزی که ما بعداز مدتها میفهمیم رو اون اول کار میفهمه خیلی عجیبه ! گفت یه چیزی بهت بگم موردی که باعث شد ( اسمشو گفت قلب ) به دلم بشینه صداقتش بود، وقتی رفتیم شهرشون و محله شون و از اون دوتا خانم که خیلی خوب میشناختنشون سوال کردیم و جوابی رو که به ما دادن و جوابی رو که دوستای بابات بهش دادن و حرفایی که خودش به تو گفته بود همشون یکی بودن و یه ذره تناقض نداشتن به بابات هم گفتم که پسر خوبیه و به دلم نشست قلب وقتی مامانم این حرفا رو میزد دوست داشتم پرواز کنم ، خیلی سعی کردم خودمو کنترل کنم و ذوقم رو نشون ندم خجالت گفت از هر لحاظی که بگی خوبه یکمی دوریش فکرمو مشغول کرده که انشالله حل میشه و خدا کمکتون میکنه .

/ 10 نظر / 17 بازدید
نیلوفر

خيلي وبلاگ عالي و خوبي دارين

خانومی

خداروشکر که بالاخره عشقت رو میبینی و دلتنگیت رفع میشه [گل]

نیاز

سلام عزیزم من قسمت دوم خیانت رو نخوندم رمزو برام بفرست

مهربانو

چه حالی میده وقتی مامانا ااینطوری تعریف میکنن موژان[خجالت] آخ جون بالاخره همدیگه رو میبینید [ماچ]

آنا

آخی ... الان هنوز روی ابرهایی. خیلی خوبه که پدر و مادرت دوستش دارند.

بسلامتى عزيزم خوش باشين الهى

الهه

سلام امكان داره من رمز را داشته باشم

سونیا

من رمز ندارم[متفکر][ابرو] کلیلیلیلیلیلییییییییی مبارکه کی بیویم شیرینی بخوریم دخترررر