حالم خیلی خوبه !

بعدازظهر با کلی دل شوره با مامانم رفتم بیرون یه کاری داشت مامانم باهاش رفتم ولی دلم همش پیش نفس بود که خبری ازش نداشتم . بیرون بودم که پیامش اومد و یه نفس راحت کشیدم . باتری گوشیش تموم شده بود و نتونسته بود اونجا شارژش کنه . خدارو شکر کردم که حالش خوبه نمیدونم این بار چرا اینقدر زیاد نگرانش شدم خیلی خیلی زیاد بود نگرانیم نگران حتی میخواستم آمار تصادفات امروز رو بگیرم که دلم نیومد و زود این فکرو از سرم بیرون کردم نگران

بهش گفتم : اتفاقی برات بیافته من میمیرم .

گفت : بخاطر تو هم که شده چیزیم نمیشه ...

گفت : تصمیم گرفتم ازین به بعد همش حالم خوب باشه و خوشحال باشم تا خانومم هم حالش خوب باشه و شاد باشه.

گفتم : الکی بخای شاد باشی من میفهمم و بیشتر غصه میخورما باید ازته دلت شاد باشی .

گفت : خانومم دلش خوش باشه منم از ته دل شاد شادمقلب 

/ 4 نظر / 10 بازدید
جامعه مجازی مهرما

سلام دوست عزیز وبلاگ زیبایی داری [قلب] خوشحال میشم به وبلاگ مهرما هم سر بزنی http://blogmehrma.blogfa.com/ راستی میتونی در جامعه مجازی مهرما هم عضو بشی و از امکانات فوق العادش لذت ببری http://mehrma.ir [گل][گل][گل] منتظرتم [گل][گل][گل]

آنا

الهی بمیرم چقدر اتفاق برات افتاده این مدت من ازت بی خبر بودم. الان خوبی دخترم؟ حالت بهتر شده؟

خانومی

عشق ، عشق ، عشق و دیگر هیچ ... عشقتون مستدام

آنا

خوب خدا را شکر.