وقتیکه تکنولوژی کمکمون میکنه !

 + عاقا سربازی هم سربازیهای قدیم میرفتن سال به سال یه نامه برای عشقشون مینوشتن با هزار وسواس و شعر و دکلمه و نقاشیهای اشک و چشم و قلب تیر خورده که خون ازش چکه میکنه وووو تااااااازه اگه عشقشون ازدواج نکرده باشه و آدرسشون تغییر نکرده باشه و پیداش کنن و نامه رو بهش برسونن و ایشونم با هزار شرم و نازو عشوه و بوییدن و بوسیدن و تو یه گوشه ی زیرزمین تاریک و نمور با آیه و بسم الله نامه رو باز میکنه درحالیکه قلبش مثل قلب گنجشک میزنه  نامه رو میگره جلوی نور پنجره بلکه بتونه چیزی ببینه ، شروع میکنه خوندن و با هر کلمه ش کلی سرخ وسفید میشه و بعضی جاهاشم اشکش کاغذو خیس میکنه که زود با گوشه چادرش خشک میکنه و نامه رو تا میکنه و میذاره تو پاکتش و میزنه زیر چادرش و تو هزار تا سوراخ قایمش میکنه که داداشاش نبینن ......

این تصویرو مقایسه کنید با تصویر دیشب ما گوشی خودشو با خودش برده این بار ، اینترنتش رو هم فعال کرده و پستش رو هم عوض کردن و کار الانش راحتتره در نتیجه اصلا و ابدا از نعمت تلگرام و ایمو محروم نیستم . فرت و فرت تماس تصویری و صوتی و نوشتاری و .... از آب خوردن همدیگه هم خبر داریم یعنی تا این حد ....

خدارو شکر که این تکنولوژی هست واقعا درسته خیلی جاها مایه ی دردسره ولی این مدت خیلی میتونه به ما کمک کنه و مفید باشه برامون. خیلی خوب بود که دیشب برای اولین بار تو محل خدمت دیدمش لباسای سبز هم چقدر بهش میاد

+ امشب خونه مادر پدرم دعوتیم . عمو آخریم داره ازدواج میکنه . امشب بله برونشونه . ایشونم بعد از چند سال دارن به عشقشون میرسن و براشون خوشحالم . خب شد چند تا عروسی امسال ؟ پنجمی . امیدوارم مشکلی براشون پیش نیاد و به خوبی و خوشی تموم بشه . 

+ ماسک یخ گذاشتم امروز بنظرم که عالی بود . حس خوبی بهم داد و پف زیر چشمم خوابید . رنگ پوستمم مثل وقتایی که کوهنوردی میکنیم سرخ و سفید شده خجالت کلا پوستمو شاداب کرد . امروز خیار گذاشتم میخوام ازین به بعد هفته ای دو بار استفاده کنم . دفعه بعد هلو میذارم مژه

/ 7 نظر / 16 بازدید
هاشم

شمااگراززندگی روزمره خسته شدیدو می خواهیدفرق شفاعت ظاهری وباطنی روببینیدبه من سر بزنید

خانومی

واااای چه توصیفی [پلک] من خییییییلییییی نامه دوست دارم خداروشکر که دیگه با اقاتون در تماسی و خیالت راحته... همیشه به عروسی باشه ایشالله

نیاز

یاد خاطراتم افتادم یه بار تو راه مدرسه شوهر جانم بهم یه نامه داد با هزار مکافات خوندمش اخرش هم با اینکه خیلی واسم عزیز بود به هزار تیکه نامساوی تقسیمش کردم بهد در جوابش یه نامه نوشتم مجبورش کردم همون تو ماشین تو راه مدرسه بخونه مثلا فکر میکردم می بره خونه یه مدرک ازم میگیره به خانواده ام نشون میده هر وقت دعوامون شد اخ اخ چه روزگاری بود اجی

بانوى کوچک

سلااااام اره عزيزم باپيشرفت تکنولوژى ميشه هرلحظه ازحال هم باخبرباشين اين خيلى خوبهههه. ماسکم مرتببزار تاثيرش ميبينى

سونیا

تماس اینترنتیتون برقرار ♥♥♥

نیلوفرجون

میگن خیار رنده کنید بذارین رو پوست صورت بعد مدتی تپل میشه. اگه تنبل نبودم انجامش میدادم[نیشخند]

آنا

بفرمایید سربازی نیست دیگه خونه خاله است!